مجموعه ای بی نظیر برای یادگیری زبان آلمانی در 90روز - نسخه صادراتی

این مجموعه برای شروع موفقیت شما در یادگیری زبان آلمانی کافی است

شامل تمركز و تقويت حافظه در ضمن يادگيري ! تكرار مطالب در فواصل زماني مختلف !
برگرفته شده از جديدترين متد آموزشي روز جهان ، مقدماتی تا پیشرفته

خرید آموزش زبان آلمانی

توجه کنید: این محصول دارای گارانتی بدون قید و شرط فروشگاه با ضمانت بازگشت پول و یا تعویض میباشدپس با اطمینان خرید کنید

این محصول به صورت اورجینال از فروشگاه ارائه میشود و شماره مجوز در توضیحات درج گردیده

خرید پستی

فقط  35000 تومان!          شماره مجوز: ۱۱-۳۴۵۷۶۲۳

با این مجموعه استثنایی در 90 روز زبان آلمانی را به صورت کامل فرا بگیرید

اهميت ضمير خوداگاه و ناخوداگاه در كسب موفقيت

 ضمير خوداگاه و ناخوداگاه – اهميت آن در كسب موفقيت
 
براي يادگيري يك زبان ، نياز به اراده ي قوي و پايدار است ، براي همين است عشق به يك زبان خاص باعث مي شود سريع تر و بهتر آنرا فرا بگيريم و هرگز از خاطرمان نرود.
در مقاله ي  روانشناسي زير كه در قسمت روان شناسي آموختن زبان خارجي آورده ايم ، شما اهميت ضمير ناخوداگاه را در كسب موفقيت خواهيد فهميد ، پس به ياد داشته باشيد :
” بيان اين كلمات و عبارات بيان يك خواسته است و خواسته هاي ما تقاضا هاي ما از خداوند است “

 ضمير ناخوداگاه
قدرت ضمير ناخودآگاه خود را درك كنيد؛ اگر واقعاً قصد داريد كه در زندگي خود به موفقيت و كاميابي دست پيدا كنيد، بايد بدانيد كه ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت كار مي كند و از خود واكنش نشان مي دهد. بايد به اين امر اعتقاد داشته باشيد كه هيچ گاه براي دست يابي به روياها و آرزوها دير نيست.
هيچ گاه براي تبديل شدن به آن فردي كه مي خواهيد، دير نيست. « جرج اليوت »
مغز انسان به دو قسمت تقسيم مي گردد: خودآگاه و ناخودآگاه.
شايد تاكنون بارها از زبان دانشمندان شنيده باشيد كه افراد تنها از 10% ذهن خود استفاده مينمايند. بايد توجه داشت كه ضمير ناخودآگاه بسيار بزرگ تر و نيرومند تر عمل مي كند و در حدود 90% ديگر از واكنش هاي ذهني ما را نيز همين قسمت تحت كنترل خود دارد. آيا مي دانيد ممكن است در زندگي شما چه اتفاقاتي روي دهد اگر بتوانيد به طور كامل از ضمير ناخودآگاه ذهن خود استفاده كنيد؟
بله مي توانيد از قدرت جادويي آن براي پيشبرد و ارتقاي زندگي خود بهره بگيريد.
•    عملكرد ضمير ناخودآگاه
 ضمير ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت كرده و ما را زنده نگه مي دارد. هر چيزي را كه در زندگي خود با حواس پنجگانه مان احساس مي كنيم، تمام چيزهايي را كه مي بينيم، مي شنويم، حس مي كينم، مي چشيم و بو مي كنيم براي تحليل و بررسي هاي آتي به ذهن فرستاده مي شوند و در قسمت ضمير ناخودآگاه ما ذخيره خواهد شد. در اين قسمت از ذهن، نوعي مرجع كامل پيرامون كليه وقايع زندگي ما درست مي شود. فرض كنيد شما يك تجربه منفي را در زندگي خود بدست آورده باشيد، در اين شرايط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان ديگري با يك چنين رويدادي به طور مجدد در زندگي خود مواجه شويد، ضمير ناخودآگاه به طور اتوماتيك آن خاطره منفي را به ياد مي آورد و فوراً احساسات، تصاوير و خاطرات مشابه را به ذهن مي فرستد. كليه خاطرات گذشته را به ياد شما مي آورد و به شما آموزش مي دهد كه چگونه مي توانيد با در نظر گرفتن كليه احساسات و افكارتان به آن پاسخ دهيد. يك نمونه مناسب كه مي توان در اين زمينه مطرح كرد، مثال همان كتري پر از آب در حال جوشيدن است. اگر دست شما يك مرتبه با كتري بسوزد در ذهن شما حك ميشود كه كتري داغ بوده و مي تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسيب وارد سازد. اگر يك چنين قابليتي را نداشتيم، آنوقت به تكرار اشتباهات خود ادامه ميداديم.
 ضمير ناخودآگاه اين قابليت را دارد كه در آن واحد كارهاي متفاوت را انجام داده و واكنش هاي بيشماري را بررسي كند. در عين حال شما مي توانيد راه برويد، تنفس كرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و… كليه اين وقايع در ذهن فرد ثبت مي شود. لازم به ذكر است كه ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعاليت مي باشد، يكسره و بدون توقف و استراحت. يكي ديگر از نمونه هاي بارز ضمير ناخودآگاه، رانندگي است. زمانيكه شما در حال رانندگي هستيد، اصلاً به نحوه عملكرد خود فكر نمي كنيد و تمام اعمال خود را با فكر انجام نمي دهيد، بلكه همه كارها به صورت اتوماتيك وار انجام مي شوند، شما فقط رانندگي مي كنيد. نكته مثبتي كه در مورد ضمير ناخواگاه وجود دارد اين است كه ما را قادر مي سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملي كنيم. مي توانيد ذهن خود را طوري برنامه ريزي كنيد كه سبب موفقيت شما در تمام عرصه هاي زندگي گردد. كليه افكار، رفتار، و تجربياتي كه از طريق ذهن خوآگاه درك مي گردند، در ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شوند، اما نكته جالبي كه بايد در اين زمينه به خاطر داشت آن است كه ضمير ناخوآگاه هيچ گونه تفاوتي ميان واقعيت ها و تصورات ذهني فرد قائل نمي شود. براي ضمير ناخودآگاه فرد محدوديتي در زمينه زمان و مكان وجود ندارد. يكي از بهترين تكنيك هايي كه از طريق آن مي توانيد ضمير ناخودآگاه خود را برنامه ريزي كنيد، اين است كه موفقيت را در ذهن خود به تصوير بكشيد. اين كار به شما كمك مي كند تا بتوانيد به صورت خودآگاه جذب چيزهايي بشويد كه آنها را ميخواهيد. به اين منظور مي بايست تصاويري را كه برايتان خوشايند هستند در ذهن خود مجسم كنيد. اين تجسم هم شامل احساسات شما مي شوند و هم افكارتان. فكر كردن به چيزهاي خوب و مثبت همچنين مي تواند ضمير ناخودآگاه را در رسيدن به موفقيت ترغيب كند. شما اين قدرت را داريد كه افكار خودتان را انتخاب كنيد. بايد نسبت به چيزهايي كه فكر مي كنيد، آگاه بوده و آنها را به تحت كنترل خود در آوريد. به هر چيزي كه فكر مي كنيد، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده مي شود و ضمير ناخودآگاه نيز آنرا به عنوان يك حقيقت مي پذيرد. هيچ گاه به خودتان نگوييد كه: “من شكست مي خورم”، “توانايي انجام اين كار را ندارم”، و يا “قابليت انجام چنين كاري را ندارم”؛ چراكه ضمير ناخودآگاه به سرعت آنرا باور كرده و به عنوان يك حقيقت آنرا مي پذيرد. بايد به ضمير ناخودآگاه خود آموزش دهيد كه فقط به موفقيت، شادي، كاميابي، و سلامت و عشق فكر كند. با استفاده از ضمير ناخودآگاه خود مي توانيد موفقيت، ثروت، شغل مناسب، خانه زيبا، ماشين دلخواه، و هر چيز ديگري را كه فكرش را بكنيد به زندگي خود وارد كنيد. ميتوانيد جملات مثبت خود را به طور روزانه تكرار كنيد. زماني هم كه آنها را تكرار مي كنيد، در ذهن خود به تصوير بكشيد و آنها راحس كرده و لذت ببريد. ما با قدرت و نيروي خاصي كه در ضمير ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنيا مي گذاريم. فقط بايد ياد بگيريم كه چگونه مي توانيم تا بيشترين حد از آن استفاده نماييم. اگر شما تمايل شديدي به موفقيت داشته باشيد، مي توانيد قدرت، نيرو و توان ضمير ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانيد.   ضمير ناخودآگاه  چيست؟ امروزه ثابت شده است كه در درون انسان دو لايه دروني وجود دارد كه آنها را ضمير مي نامند؛ يكي ضمير خودآگاه كه كارهاي ارادي و تصميم هاي آگاهانه را انجام مي دهد، ديگري ضمير ناخودآگاه كه هم كنترل تمام كارهاي غير ارادي سيستم بدن را انجام مي دهد، مانند نفس كشيدن، گردش خون، كنترل سيستم هاي عصبي را بر عهده دارد و هم مسئوليت ساختن نظام باور هاي انسان را.
دانشمندان مي گوييند، ضمير ناخودآگاه  مانند يك كامپيوتر عظيم است كه مي شود آن را برنامه ريزي كرد، يعني همان گونه كه كامپيوتر داراي يك كانال ورودي اطلاعات به نام « in put » و يك كانال خروجي اطلاعات به نام «out put » مي باشد. انسان هم چنين است. همچنين مي گويند خروجي هاي يك كامپيوتر با ورودي هاي آن تناسب دارد و با استفاده از اين قاعده ضمير ناخودآگاه را هم مي شود برنامه ريزي كرد و متناسب با اطلاعاتي كه وارد آن مي كنيم، مي توانيم خروجي هاي مورد نظر را بگيريم. همان گونه كه برنامه نويسي يك كامپيوتر زبان خاص خودش را دارد، ضمير ناخودآگاه هم زبان مخصوصي براي برنامه ريزي كردنش وجود دارد و اگر برنامه نويسي ضمير ناخودآگاه را بدانيم مي توانيم زندگي خود را آنگونه كه مي خواهيم عوض كنيم و تحولات دلخواه را در زندگي و در روابط خود ايجاد كنيم.   روش برنامه ريزي كردن ضمير ناخودآگاه: ما با اطلاعاتي كه وارد ضمير ناخودآگاه خود مي كنيم در واقع داريم او را برنامه ريزي نمائيم و براي ضمير ناخودآگاه فرق نمي كند كه اين اطلاعات درست باشد يا غلط، به ضرر انسان باشد يا به نفع انسان!
•    •         كانال هاي ورودي اطلاعات در ضمير ناخودآگاه
الف: انديشه هاي لحظه به لحظه | ب: حواس پنجگانه
 و هر آنچه كه از طريق آنها دريافت مي كنيم: ديده ها، تصاوير، شنيده ها و… اين اطلاعات پياپي وارد ضمير ناخودآگاه مي شوند و هر كدام مانند آجري هستند كه ساختمان نظام باورهاي آدمي را مي سازند. اگر اين اطلاعات و افكار بيشتر ضعف ها، مشكلات و بيماري ها بگردد، ضمير ناخودآگاه  الگوهاي بيماري و مشكلات را به خود جذب مي كند و در برابر مشكلات آسيب پذير مي شود. بر عكس اگر اين اطلاعات و افكار بيشتر پيرامون توانائي ها، موفقيت و سلامتي بگردد، ضمير ناخودآگاه الگوهاي موفقيت و سلامتي را به خود جذب مي كند. حال كه متوجه شديم وضعيت زندگي كنوني ما، ماحصل باورهاي دروني ماست كه اين باور هم از دستاوردهاي ضمير ناخودآگاه مي باشد، چرا آگاهانه او را برنامه ريزي نكنيم و براي دست يابي به موفقيتها از اين ابزار قدرتمند استفاده نكنيم؟ قبلا گفته شد كه تمام سرنوشت انسان در دست ضمير ناخودآگاه است و ما اگر بتوانيم اين ضمير را همانند يك كامپيوتر برنامه نويسي كنيم مي توانيم از خود انسان ديگري بسازيم. از آنجائي كه خروجي و دستاوردهاي ضمير ناخودآگاه بستگي به پيام ها و اطلاعاتي دارد كه وارد آن مي شود لذا براي برنامه ريزي نمودن آن قبل از هر چيزي بايد ” ورودي ” هاي ضمير ناخودآگاه را كنترل نمود؛ چگونه ما از يك بچه كوچك مراقبت مي كنيم مثلا نمي گذاريم شاهد دعواي ديگران باشد، كلمات و عبارات ناپسند را بشنود و يا اگر در بيرون از منزل تصادفي پيش آيد نمي گذاريم صحنه تصادف را ببيند، ضمير ناخودآگاه هم همينطور است. انسان با كنترل ورودي هاي ضمير ناخودآگاهش مي تواند دستاوردهاي زندگي خودش را كنترل كند. از نگاه روانشناسان و انديشمندان انسان شناس مي توان با اجراي اصول زير، ضمير ناخودآگاه را برنامه نويسي و برنامه ريزي كرد:
•    •         1 – اصل خود هوشياري
خود هوشياري به اين مفهوم است كه آدمي لحظه به لحظه نسبت به خود بصيرت و اشراف داشته باشد؛ و اين نوعي حالت مراقبه و بيداري نسبت به خود است، مانند فرد روزه داري كه دائم مواظب است كه كاري نكند كه روزه اش باطل شود، در اين اصل كه يكي از بهترين و مهمترين راههاي برنامه ريزي و كنترل ضمير ناخودآگاه است فرد مدام توجه اش به كانالهاي ورودي اطلاعات است، همان كانالهائي كه قبلا بيان شد:
 – حواس پنجگانه  او بايد هر لحظه مواظب باشد كه زيبائي ها را ببيند، مثبت ها را بشنود، منظره هاي زيبا را تماشا كند، بوهاي معطر را استشمام نمايد، غذاهاي خوشمزه بخورد و چيز هاي لطيف و دوست داشتني را لمس كند. اين مواظبت و مراقبت لحظه به لحظه از ورودي هاي حواس پنجگانه حكايت از خود هوشياري و بيداري آدمي نسبت به اطلاعات وارد شده به ضمير ناخودآگاه اش دارد.
- انديشه ها همچنين انسان در كار گاه توليد فكرش بايد پياپي افكار مثبت و روحيه ساز توليد كند؛ در چنين شرايطي ضمير ناخودآگاه  هر لحظه زيباترين پيام ها و مثبت ترين فرمان ها را در يافت خواهد كرد و بطور طبيعي خروجي هاي آن متناسب خواهد بود با ورودي ها.
•    •         2 – اصل استفاده از قدرت تمركز
تمركز روي يك چيز تاثير زيادي روي ضمير ناخودآگاه دارد و بازتاب آن در روحيه و فكر احساس مي شود مثلا تمركز بر روي يك منظره زيبا و يا تمركز بر روي يك فكر مثبت در روحيه انسان توليد روحيه شاد و انديشه مثبت مي كند و بر عكس تمركز بر يك انديشه منفي يا ديدن منظره اي ناخوش آيند، روحيه اي غمگين و انديشه اي منفي در انسان توليد مي نمايد.
 براي روشن تر شدن مسئله كافي است امتحان كنيد، مثلا دو بار روي دو چيز جداگانه تمركز كنيد، يكبار روي جنازه اي كه در يك تصادف له شده! و بار ديگر روي صحنه اي از پيوند ازدواج يك زوج خوشبخت! نتيجه كاملا روشن است، ما به همين دليل از اين خاصيت و از اين اصل مي توانيم براي برنامه ريزي ضمير ناخودآگاه استفاده كنيم و مرتب با تمركز روي افكار مثبت و خاطرات شيرين، پيام هاي قدرتمندي را به كامپيوتر ضمير خود وارد نمائيم تا هم ” باورهاي عالي ” در ما ايجاد شود، هم “روحيه عالي ” پيدا كنيم و هم باعث جذب نيكي ها و زيبائيهاي دنيا به سوي خود بشويم زيرا ضمير ناخودآگاه بر اساس همان پيام هاي دريافتي، كائنات را با آدمي همنوا مي كند كه همان شرايط براي انسان بوجود آيد. اگر تمركز بر بدبختي و عدم موفقيت باشد، آن را جذب خواهد كرد و اگر تمركز بر موفقيت و سلامت باشد آن را جذب خواهد كرد. انسان قدرتي دارد كه اگر بر هر چيزي تمركز كند تمام سيستم بدنش متناسب با آن چيز هماهنگ مي شوند، اين يك اصل علمي است. علت اينكه بعضي افراد به چيزي نمي رسند به اين دليل است كه بلد نيستند كه به چيز هاي خوب فكر كنند! اگر دانش آموزان ما ياد بگيرند كه چگونه بر موفقيت تمركز كنند، آن را بدست خواهند آورد.
•    •         3- اصل استفاده از قدرت سئوال
هر سئوالي كه انسان از خود مي پرسد باز تاب خاصي در روحيه و فكر او ايجاد مي شود، فرق نمي كند كه طرح اين سئوال با صداي بلند و علني باشد و يا در عمق درون؛ سئوالات هم مي توانند بار منفي داشته باشند و هم بار مثبت، لفظ ” چرا؟ ” اغلب بار منفي دارد؛ اگر سئوال شود ” چرا؟ ” روحيه اي كه توليد مي شود يك روحيه بد است و باوري هم كه توليد مي كند يك باور بد است، معمولا لفظ ” چگونه؟ ” بار مثبت دارد، اگر سئوال شود “چگونه؟” اين سئوال بر تمام كائنات اثر مي گذارد و درهاي رحمت الهي را براي يك روحيه خوب و يك باور خوب باز مي كند. اگر سئوال شود “چرا همه چيز خراب است؟ ” كائنات كاري براي ما انجام نمي دهد چرا كه همه چيز خراب است! اما اگر سئوال شود ” چگونه شرايط را بهتر كنم؟ ” ضمير ناخودآگاه به دنبال جواب اين سئوال مي گردد تا همه چيز را بهتر كند! بنابراين با هر سئوالي كه در درون ما شكل مي گيرد يك قدم به سوي برنامه ريزي نمودن ضمير ناخودآگاه خويش قدم بر مي داريم. ” چرا؟ ” نگوئيم چون احساس بدبختي و نا اميدي ببار مي آورد. ” چگونه؟ ” بگوئيم چون تغيير را به دنبال خود دارد. دانش آموزي كه مثلا درس علوم را بلد نيست اگر از خود سئوال كند: ” چرا اين درس را نمي فهمم؟” آنچه كه عايدش مي شود احساس ياس و نااميدي واينكه نميفهمد!! همين! اما اگر از خود بپرسد: “چگونه است كه اين درس را نمي فهمم؟” ضمير ناخودآگاه  او به دنبال جواب مي گردد تا بالاخره جواب سئوال را پيدا كند و مشكل بر طرف گردد. 4-اصل استفاده از جملات تاكيدي مثبت هر جمله اي كه در ذهن ما بگذرد، هر جمله اي كه بر زبان آوريم، هر جمله اي كه بنويسيم، هر جمله اي كه بخوانيم و هر جمله اي كه بشنويم يك پيام براي ضمير ناخودآگاه است، ضمن اينكه اين جمله ها يا روحيه را خراب مي كند و يا عالي، مي تواند وضعيت و شرايطي متناسب با آن كلام را براي ما ايجاد كند، براي درك اين حقيقت بهتر است به جملات زير را بر زبان آوريم تا به شكل كاملا ملموس متوجه اين حقيقت شويم:
 – من يك برنده هستم! – من به خود افتخار مي كنم! – من هميشه درسم را خوب مي فهمم! – من هميشه به سلامت زندگي مي كنم! – من در هر كاري پيروز هستم! – سراسر وجودم غرق انرژي و شادي است! – من جاذب سلامتي و ثروت هستم! اين عبارات چه تاثيري بر ما مي گذارند؟ مسلما يك تاثير خوب! و حالا به اين جمله ها دقت كنيم و چند بار آنها را مرور كنيم:
- من يك بازنده هستم! – من مايه سرافكندگي هستم! – من هيچوقت درسم را نمي فهمم! – من هميشه بيمارم! – من در تمام كارهاي زندگي ام شكست مي خورم! – سراسر وجودم غرق درد و غم است! چه تاثيري بر ما مي گذارند؟ مسلما يك تاثير منفي و بد! حال اگر عموم يك ملت، يا در صد بالايي از مردم يك كشور چنين فكر كنند كه: – مردم كشورمن مردمي برنده هستند! – من به مردم كشور خود افتخار مي كنم! – مردم كشور من مردمي فهيم و زيرك اند. – مردم كشور من هميشه به سلامت زندگي مي كنند! – مردم كشور من در هر كاري پيروز هستند! – سراسر وجود مردم كشورم غرق انرژي و شادي است! – مردم كشور من جاذب سلامتيها و ثروتها هستند! اين عبارات چه تاثيري بركل ما مي گذارند؟ مسلما يك تاثير خوب! و حالا به اين جمله ها دقت كنيم و باور عمومي يك ملت چنين باشد: ما يك ملت بازنده هستيم! – مردم كشور ما مايه سرافكندگي ما در دنيا هستند! – مردم كشور ما هيچوقت نمي فهمند! – مردم كشور ما من هميشه بيمار و بد بخت اند! – مردم كشور ما در تمام كار هاي زندگي شكست مي خورند! و …. اين باورها چه تاثيري برملت ما مي گذارند؟ مسلما يك تاثير منفي و بد! حال كه كلمات و عبارات به اين اندازه مورد قبول ضمير ناخودآگاه است و او را خيلي زود تحت تاثير قرار مي دهند، چرا از اين ابزار قدرتمند در جهت مثبت و در جهت موفقيت استفاده نكنيم؟ روانشناسان ثابت كرده اند هر مقدار كه اين كلمات و پيام ها با احساس بيشتري و ايمان بيشتري بيان گردند و وارد ضمير ناخودآگاه شوند، تاثير آنها نيز بيشتر مي باشد، چرا كه بيان اين كلمات و عبارات بيان يك خواسته است و خواسته هاي ما تقاضا هاي ما از خداوند است، ما در تعاليم ديني خود هم اين مسئله را داريم كه با تمام وجود دعا كنيد تا به هدف اجابت برسد. حديثي امام جعفر صادق ذكر شده است كه ميگويد هنگامي كه دعا مي كنيد، آنقدر با ايمان و باور دعا كنيد به گونه اي كه احساس كنيد دعاي شما اجابت شده و حاجت شما پشت در گذاشته شده است:” اذا دعوت فظن ان حاجتك هي في الباب ” جوان يا دانش آموزي كه خواهان موفقيت در درسهايش است، اگر به ضمير ناخودآگاهش اين پيام ها را بدهد كه: ” من يك برنده هستم “، ” من قطعا در درسم موفق هستم “. آيا بر او تاثير مطلوب نخواهد گذاشت؟
•    •         5- اصل تصوير سازي ذهني
دادن يك عكس يا يك تصوير به كامپيوتر يعني انتقال اطلاعات زيادي به او، همانگونه كه يك كامپيوتر اطلاعات را در قالب تصوير دريافت مي كند و آن را پردازش مي نمايد ضمير ناخودآگاه هم همينطور است، هنگامي كه ما تصويري را در ذهن خود خلق مي كنيم دقيقا همان تصوير در ضمير ناخودآگاه وارد مي گردد و ضمير ناخودآگاه، خود را موظف مي داند كه آن تصوير را در دنياي واقعي عينيت ببخشد. حال اگر در ذهن خود تصوير زيبائي از آينده ببينيم، آن تصوير تحقق پيدا خواهد كرد و اگر در ذهن خود تصوير بدبختي ها و ناكامي ها را جاي دهيم ضمير ناخودآگاه  هم ساده لوحانه به دنبال جذب آن خواهد رفت! اگر يك ملت هميشه در ذهن خود تصويري از عدم موفقيت بسازد، ناكامي اندك اندك به سويش خواهد آمد و بر عكس اگر تصوير يك انسان موفق و پيشتاز را در خود به نمايش در آورد موفقيت و پيشرفت در مسير زندگي اش قرار خواهد گرفت.
•    •         نتيجه گيري
هر فكري كه مي كنيد به ضمير ناخودآگاه شما منتقل مي شود و اين دستگاه شروع به پردازش آن مي كند و با اطلاعات حاصل تغييري هرچند جزيي در محيط فيزيكي شما ايجاد مي كند! بله اين موضوع كاملاً صحيح است تفكرات شما بعد از عبور از ضمير ناخودآگاه تبديل به پديده هاي فيزيكي مي شوند .
شايد اين ضرب المثل را زياد شنيده باشيد كه از هرچه بدم مياد به سرم مياد! اين يك پديده طبيعي است وقتي شما مدام درباره چيزي فكر كنيد خود به خود از بخش ارادي به ضمير ناخودآگاه منتقل مي شود و اين يعني پايان كار، شما ديگر تسلطي بر اين بخش نداريد فكر شما وارد يك چرخه غير ارادي شده است و به زودي تبديل به يك پديده فيزيكي خواهد شد و اين پديده چيست؟ درست حدس زديد همان چيزي كه از آن مي ترسيديد دليل اصلي اين كه از چيزي كه مي ترسيد به سرتان مي آيد ترس نيست دليل اين است كه شما از ترس دائم به آن فكر مي كنيد و همين فكر به مرور تبديل به واقعيت مي شود و چه كسي آن را ساخته! بله شما مقصر هستيد اگر دائم به چيزي فكر كنيد ضمير ناخودآگاه شما آن را تبديل به واقعيت مي كند.
•    •         قدرت تشخيص:
بر خلاف ذهن آگاه شما ضمير ناخودآگاه قدرت تصميم خوب و بد را ندارد بلكه فقط مانند يك آسياب فعاليت مي كند اگر گندم در آن بريزيد به شما آرد گندم و اگر جو بريزيد آرد جو مي دهد، افكار خوب و بد همه از سوي ضمير ناخودآگاه پذيرفته ميشوند و در صورت پافشاري شما بر اين افكار تبديل به واقعيت مي شوند پس چه بگوييد من آدم بدبختي هستم و چه باور داشته باشيد آدم خوشبختي هستيد در هر دو صورت حق با شماست. خوب، اين ابزار در اختيار شماست و اين شماييد كه انتخاب مي كنيد چه چيزي را به دست اين ماشين مغزي بسپاريد! ثروت، خانواده خوب، موفقيت كاري، زيبايي ظاهري، آرامش خيال، زندگي مرفه و يا بي پولي، بدشانسي، بدبختي، انزواي اجتماعي و در كل عدم موفقيت. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است هدف خود را انتخاب كنيد آن را بنويسيد و همواره به آن فكر كنيد سپس صبر داشته باشيد، ايمان داشته باشيد، دير يا زود به هدف خواهيد رسيد به همين دليل براي انسان هيچ چيز غير ممكن نيست.
اميل كووه كه او را پدر فن تلقين ناميده اند مي گويد: اگر شما بتوانيد شخصي را كه دچار وسوسه بيمار گونه سرقت است به اين فكر بيندازيد كه ديگر دست به سرقت نخواهد زد، او ديگر دست به سرقت نخواهد زد. منظور كووه از بيان (( به فكر انداختن )) در اينجا، ايجاد تصورات قوي و افكاري است كه در فرد گرايشي به عملي و واقعي شدن آنها بوجود آيد. كووه در اين رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بيان مي كند:
1. هرگاه اراده و تخيل در مبارزه باشند. تخيل پيروز خواهد شد و موضوع نهفته در آن عملي خواهد گرديد.
2. در كشاكش بين اراده و تخيل، نيروي تخيل به طور مستقيم متناسب است با مجذور اراده.
3. هرگاه اراده و تخيل در توافق باشند، به يكديگر اضافه نمي شوند بلكه در همديگر ضرب مي شوند.
4. تخيل قوي به صورت رفتار درمي آيد.
 انسان هرگاه از لحاظ رواني آمادگي پذيرش يك تصور منفي يا مثبت را داسته باشد آن تصور به راحتي از بين نخواهد رفت و نقش آن خنثي هم نخواهد بود. بلكه همواره در رفتارهاي فرد تاثير خواهد داشت حتي اگر تلاش نمايد آن را فراموش كند، باعث تداوم و تقويت بيشتر آن خواهد گرديد.
نقل يك داستان كهن مي تواند در درك بهتر اين مسئله ياري نمايد. مي گويند روزي فردي به يك طالع بين مشهور مراجعه كرد و با پرداخت بهاي هنگفتي از او خواست طالع و بخت او را بگويد و به گونه اي قطعي و واضح وضع او را بيان نمايد طالع بين به او گفت در طالع شما سعادت و ثروتي عظيمي وجود دارد. اما شرط تحقق همه اينها آن است كه تا ده روز اصلا به جن فكر نكنيد اگر توانستيد تا ده روز به جن فكر نكنيد به سعادت عظيم خواهيد رسيد و ثروت هنگفت به ارث خواهيد برد در غير اين صورت زندگي شما به روال سابق خواهد گذشت. مرد از نزد او برخاست و از آن لحظه تا ده روز ديگر به چيزي نمي انديشيد جز جن و نينديشيدن به جن. به اين ترتيب تلاش ذهني براي نفي و فراموشي يك تصور يا موضوع، غالبا نتيجه اي جز ياد آوري آن موضوع ندارد.
•    •         قانون كوشش معكوس
 اين قانون يكي ديگر از قوانين سه گانه اميل كووه است. اين قانون به ريشه هاي ترديد در انسان و موانع ذهني بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد، و چگونگي كار كرد اين گونه موارد رواني را مورد بررسي قرار مي دهد. اين قانون ميگويد اگر فكر كنيم كه (( من مي خواهم كه فلان يا بهمان چيز واقعيت يابد )) و در همان حال تخيل بگويد (( تو مي خواهي ولي اين كار صورت نخواهد گرفت )) نه فقط آن چه را كه مي خواهيم به دست نخواهيم آورد، بلكه ضد آن تحقق خواهد يافت. اميل كووه در تفهيم اين قانون بكلي از تمثيل هاي پاسكال استفاده مي كند. هر گاه يك تخته چوب به طول ده متر و عرض بيست و پنج سانتيمتر را روي زمين بگذاريم، هر كسي قادر خواهد بود از اين سر تا آن سر تخته را طي كند. آموزش زبان آلماني اما اگر ويژگيهاي تجربه را تغيير بدهيم و همين تخته چوب را در ارتفاع برجهاي يك كليساي جامع بگذاريم، به دشواري ممكن است شخصي قادر به طي مسافتي از تخته باشد.
 گووه معتقد است اگر ما شروع به حركت بر روي اين تخته كنيم، هنوز دو گام پيش نرفته، برخود خواهيم لرزيد، زيرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناك و سقوط از آنجا را به خود يادآوري مي كند، به اين ترتيب سقوط  خواهيم كرد. زيرا اراده براي گذر از تخته در برابر ترديدي كه در مورد توانائي عبور داريم رنگ مي بازد.
امواج آلفا امواج آلفا بوسيله ((هانس برگر)) روانپزشك آلماني كشف گرديد.
دستگاه الكتروآنسفالو گرام (موج نگار مغز) چهار نوع منحني از امواج مغزي ارائه مي دهد كه عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا. ريتم هاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1 تا 3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند. بنظر مي رسد كه ريتم هاي تتا كه داراي تناوب 4 تا 7 دور در ثانيه مي باشند به خلق و خو بستگي داشته باشد. ريتم هاي آلفا از 8 تا 12 دور در ثانيه، در اوقات تفكر، تامل آزاد رخ داده و در اثر تمركز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتم هاي بتا با تناوب 13 الي 22 دور در ثانيه، ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز، يعني جائيكه فعاليتهاي پيچيده فكري رخ مي دهد مي باشند. امواج آلفا با نوعي هوشياري و خود آگاهي معطوف به درون ظاهر مي شود در حاليكه امواج بتا با حالتي از هوشياري و توجه و تمركز معطوف به خارج ظاهر مي شوند. تمرينات و اعمالي چون خيره شدن به نقطه اي موهوم، ايجاد خلا فكري، وارهيدگي و ريلاكس جسماني، دوختن چشم به بالا و به نقطه حد وسط پيشاني و يا تكرار يك كلمه (مانترا) به افزايش امواج آلفا مي انجامند. هنگامي كه صدا يا هر محرك خارجي ديگر سر برسد در ثبت امواج مغزي (الكتروآنسفالو گرافي) وقفه ظاهر مي شود. امواج آلفا ناگهان متوقف مي شود و به جاي آنها امواج بتا از مغز صادر مي گردد (امواج بتا در توجه و هوشياري معطوف به خارج ظاهر مي شوند) سپس امواج آلفا دوباره و به آرامي ظاهر مي شوند.بعضي از انواع ورد خوانيهاي منظم، همه موجب افزايش آلفا مي گردند. تمرينات خاص هوشياري دروني مانند يوگا، ذن، قسمتهاي از آئين هاي خاص در علوم خفيه، راههائي براي افزايش امواج آلفا هستند. بنابراين اين امواج بافت ذهني خاصي را تشكيل مي دهند كه پديده هاي فوق عادي مغزي و ذهني آدمي بر زمينه آن به ظهور مي رسند.
تحريريه : www.deutsch16.de
منابع : Humanities Topics


برچسب‌ها: ،


| ۱۲:۰۰:۰۰ | نويسنده : آموزشكده آلماني | نظرات (0)

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :